شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

80

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

را جدا سازد ، دست و پاى آنها را قطع كند و آنان را به دار بياويزد . آرى ، معاويه اين مأموريت لعنتى را به زياد واگذاشت و او هم به بدترين صورت آن را انجام داد . » مسعودى مىنويسد : « زياد » در كوفه دستور داد كه بايد همهء مردم على عليه السّلام را سب و لعن كنند و گفت هر كس اطاعت نكرد بلادرنگ او را بكشند « 1 » . اكنون كه معاويه كارها و نقشه‌ها را تا اينجا بر طبق مراد و مقصود خود عملى ساخت ، بايد مراحل بعدى را با كوشش بيشتر و پيش از آن كه فرصت از دست برود ، انجام دهد . معاويه به مبارزه با على عليه السّلام برمىخيزد ! زادهء هند كه زمينهء كشور را تا حدود زيادى براى اجراى نقشه‌هاى ضدّ اسلامى خود آماده كرد و كارگردانان و جيره‌خواران كثيفى مانند زياد بن أبيه را هم در بست در اختيار گرفت ، اكنون مىخواهد ضربه‌هاى كارى خود را بر پيكر اسلام وارد سازد . او اگر در دل آرزو دارد كه نام پيغمبر را دفن كند و اين نيّت پليد را هم صريحا با مغيرة بن شعبه در ميان گذاشته ، اما به خوبى مىداند كه افق سياسى كشور مساعد نيست تا او علنا به مبارزه با پيامبر اسلام برخيزد . اين كار ممكن است انجام شود ، اما نه اكنون و در اين شرايط . معاويه اگر نمىتواند به مبارزهء آشكار و مستقيم عليه پيغمبر عزيز برخيزد ، اما مىتواند مخالفت خود را با على و خاندان وى - آن كسى كه خداوند او را نفس پيغمبر خواند - تا آنجا آشكار سازد كه مردم را جبرا به سبّ و لعن آن حضرت وادارد . او اگر در اينجا موفق شود تا نقشه‌هاى شوم خويش را براى در هم كوبيدن على و خاندان على عليه السّلام اجرا سازد ، ديگر تا رسيدن به مقصود نهايى و هدف اصلى چند قدم بيشتر فاصله ندارد . فرزند ابو سفيان مقصود خود را در اين باره ابتدا به صورت ديگرى انجام داد ؛ يعنى پيش از آن كه دستور سب على را صادر كند ، ابتدا به تمام عمّال و استانداران خود نوشت كه رواياتى در مدح و منقبت براى عثمان و معاويه و خاندان بنى اميه ( با دستيارى جمعى از خائنان و راويان و خطيبان مزدور ) جعل كنند و آنها را به پيغمبر اسلام نسبت دهند تا در دلهاى مردم به نام دين و مقدسات اسلامى جايگير شود . ابن ابى الحديد منشور معاويه را در اين باره چنين نقل مىكند : « معاويه به عمّال خود

--> ( 1 ) - مروج الذهب ، ج 3 ، ص 35 .